دادگاه عمومی حقوقی(خانواده)

خواهان: ص. صبورچی

خوانده: م. کابلیزاده

موضوع دادخواست: صدور گواهی عدم امکان سازش به درخواست زوج

– ش-وکیل-وکالت-:

وکیل:09133702380

تلفن وکیل در اصفهان

شرح گزارش:

در تاریخ مقرر جلسه رسیدگی با حضور خواهان وخوانده تشکیل گردید. دادگاه خطاب به خواهان: دادخواست خود را شرح دهید. خواهان( زوج)معروض میدارد:« خوانده درخصوص مهریه قبلاً اقدام نموده است و به دلیل اقرارنامه ای که سابقاً دردفتر اسناد رسمی تنظیم گردیده اعلام واقرار نموده که مهریه خویش را دریافت کردم و لذا انکار بعد از اقرار مسموع نمیباشد و تنها تقاضای صدور گواهی عدم امکان سازش را مستدعی میباشد.»

خوانده(زوجه) در پاسخ به اظهارات خواهان معروض میدارد:« بنده تمایلی به طلاق ندارم و اینکه اقرار به دریافت مهریه نمودم به این دلیل است که تحت فشار و بدون قصد و رضا اقدام به این کار کردم. لذا اگر همسرم برای طلاق محق باشد، مستلزم پرداخت اجرت المثل و نحله میباشد.»

دادخواست خواهان:

خواسته: صدور گواهی عدم امکان سازش به درخواست زوج دلایل و منضمات: فتوکپی مصدق نکاحیه، اقرارنامه،

شرح دادخواست: خوانده به موجب سند نکاحیه دارای رابطه زوجیت دائم با اینجانب میباشد. اکنون مدتی است که جدا ازیکدیگر زندگی میکنیم و به دلیل اختلافات شدید و همسرم با به اجرا گذاشتن مهریه و نفقه خود، اکنون درزندان هستم. لذا از دادگاه محترم تقاضای صدور گواهی عدم امکان سازش را تقاضامندم.

نظریه کارشناس رسمی درخصوص اجرت المثل: « با در نظرگرفتن زحمات زوجهو اینکه بیان نموده انجام وظایف در زندگی مشترک بدون قصد تبرع بوده و نگهداری و مراقبت از فرزندان مشترک، با درنظرگرفتن شاخص های موجود و همچنین منزلت زوجه، میزان اجرت المثل ایام زندگی مشترک ازتاریخ۵/۲/۶۳ لغایت۶/۸/۸۳ به میزان ۰۰۰/۸۸۴/۳۸۲ ریال محاسبه میگردد.»«زوجه و زوج اعتراضی به نظریه کارشناسی ننمودند.»

قرار ارجاع به داوری:  «داور زوج اعلام نموده که پس از تماس با داور زوجه با توجه به سعی و تلاش جهت صلح و سازش، به دلیل اینکه اختلافات زوجین شدید و ریشه دار میباشد،لذا امکان سازش و ادامه زندگی بین طرفین وجود ندارد.»

نامه مرکز مشاوران: ( با توجه به اظهارات زوجین و اینکه تفاهم ندارند و ازابتدای زندگی مشترک، زوجه بوده که تمام مخارج زندگی را پرداخت میکرده است، لذا عدم سازش زوجین اعلام میگردد)

ابلاغ به خوانده به استناد ماده ۷۰ و به علت عدم حضور در مکان قانونی بوده و الصاق گردیده است.

رأی دادگاه:

درخصوص دعوای م. کابلیزاده (زوج) به طرفیت ص. صبورچی (زوجه) به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق با احراز رابطه زوجیت و به موجب رونوشت سند نکاحیه شماره ۴۶۷- مورخ۵/۲/۶۳ دفتر رسمی ازدواج و به سبب عقد نکاح دائم و اینکه دادگاه داوران رسمی درایجاد سازش و با لحاظ اینکه اختیار طلاق با مرد میباشد، بنابراین دعوای خواهان را وارد دانسته و مستند به ماده ۱۱۳۳ قانون مدنی و مواد ۲۶-۲۷-۲۸-۳۱-۳۴ قانون حمایت خانواده، گواهی عدم امکان سازش بین زوجین صادر و اعلام میگردد و مدت اعتبار آن از تاریخ قطعیت جهت ارائه به دفترخانه طلاق سه ماه و ازتاریخ تسلیم دردفترخانه سه ماه قابل اجرا است و زوج میتواند با مراجعه به یکی از دفاتر ثبت طلاق پس از وقوع نسبت به ثبت آن اقدام نمایدو رعایت شرایط موضوع مواد ۱۱۳۴و۱۱۳۵و۱۱۴۰و۱۱۴۱ قانون مدنی به عهده مجری صیغه طلاق خواهد بودو اجرای صیغه منوط به تودیع کلیه حقوق زوجه به صورت نقد شامل مبلغ اجرت المثل به میزان ۰۰۰/۸۸۴/۳۸۲ریال ایام زندگی مشترک میباشد. راجع به مهریه و نفقه جداگانه اقدام و منجر به تعیین تکلیف و صدور حکم گردیده است. فرزندان زوجین نیز به حد بلوغ شرعی رسیده اند و دراین مورد دادگاه تکلیفی ندارد. زوجه یائسه بوده و نوع طلاق بائن میباشد.رأی صادره حضوری و ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی درمحاکم تجدیدنظر استان است.

نظریه   وکیل :

با توجه به خواسته دادخواست که صدور گواهی عدم امکان سازش به درخواست زوج میباشد به استناد ماده ۲۶ قانون حمایت خانواده که بیان میدارد اگر طلاق به درخواست زوج باشد دادگاه به صدور گواهی عدم امکان سازش اقدام مینماید. لذا به استناد ماده ۲۸ قانون فوق دراین مورد، زوج باید تکلیف مهریه،اجرت المثل و نفقه را تعیین نماید. لذا با توجه به محتویات پرونده و اینکه زوجه سابقاً در دفتر اسناد رسمی حاضر گردیده و اقرار نامه ای تنظیم نموده مبنی بر دریافت مهریه؛ دیگر دادگاه تکلیفی دراین خصوص نداشته و بااینکه زوج بیان داشته تحت فشار و بدون قصد این اقرارنامه را امضا نموده لیکن مستند به ماده ۱۲۷۷ قانون مدنی انکار بعد از اقرار مسموع نمیباشد مگر اینکه مقر ادعا نماید اقرار وی فحبیب یا مبنی بر اشتباه بوده است. درصورتی که زوجه دراین پرونده دلیلی برای اثبات این ادعا مطرح نکرده لذا اقرار وی با توجه به امضا ی زوجه دردفتر اسناد رسمی صحیح میباشد.درخصوص نفقه نیز با توجه به اظهارات زوج مبنی براینکه سابقا طرح دعوا نموده و رأی نفقه نیز درپرونده موجود میباشد، دراین مورد نیز دادگاه تکلیفی نداشته است. اجرت المثل ایام زندگی مشترک به استناد تبصره ی ماده ۳۳۶ قانون مدنی که بیان میدارد: کارهایی که زوجه به دستور زوج و عدم قصد تبرع انجام داده باشد وبرای دادگاه ثابت گردد اجرت المثل کارهای انجام گرفته تعیین میشود.با توجه به نظریه کارشناس و اینکه زوجه اعلام داشته از ابتدای زندگی مشترک هزینه خویش و فرزندانش را شخصاً تامین مینموده  برای دادگاه احراز گردیده که ایشان قصد تبرع برای انجام کارهای زندگی مشترک را نداشته است . لذا با توجه به مواد استنادی منجمله ماده ۱۱۴۴ و ۱۱۴۵ قانون مدنی و نوع طلاق بائن، رأی صادره صحیح و منطبق با مواد قانون مدنی و حمایت خانواده میباشد.